محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )

48

آيين شهردارى ( فارسى )

نهى فرمود و نيز بيع عود و چنگ و نى و آلات نوازندگى جايز نيست ، زيرا نفع مشروع ندارند . و همچنين است بيع مجسمه‌هاى جانوران كه از گل مىسازند و به عنوان اسباب بازى بچه‌ها در اعياد مىفروشند . شكستن اين مجسمه‌ها شرعا واجب است . اما بيع مجسمهء درخت قابل تسامح است و نيز بيع جامه‌ها و طبق‌ها و پرده‌هايى كه بر آنها عكس جانوران منقوش باشد جايز است . سوم اينكه مال مورد تصرف ملك فروشنده باشد يا از مالك آن اجازه داشته باشد ، ازاين‌رو نمىتوان از زنى مال شوهر او را خريدارى كرد و به عكس ، و نيز از فرزند مال پدر را به عنوان اينكه اگر مالك اطلاع داشته باشد راضى خواهد بود نمىتوان خريد ، زيرا اگر رضايت قبلى نباشد معامله درست نيست . و همچنين است امثال اين معاملات كه در بازار جريان دارد و محتسب بايد از آنها منع كند . چهارم اينكه مبيع شرعا و حسا قابل تسليم باشد ، ازاين‌رو دادوستد بندهء گريخته و ماهى كه در آب باشد و جنين در شكم مادر و نسل حيوان نر باطل است ، زيرا حسا قابل تسليم نيست و همچنين است بيع پشم بر پشت حيوان و شير در پستان كه تسليم آنها به سبب آميزش مبيع به غير مبيع دشوار است ، اما آنچه شرعا تسليم آن غير مقدور است مانند مال رهنى و وقفى ، بيع آنها باطل است . پنجم اينكه عين و اندازه و چگونگى مبيع معلوم باشد . معلوم بودن عين با اشاره به مبيع حاصل مىشود ، بنابراين اگر فروشنده بگويد : « گوسفندى از اين گله به تو فروختم هركدام را كه بخواهم » باطل است ، و نظاير اين معاملات را كسانى كه در دين سهل‌انگارند انجام مىدهند و محتسب بايد آنان را از اين كار بازدارد و تأديبشان كند ، مگر آنكه معامله به‌طور مشاع باشد يعنى مثلا نصف يا يك چهارم يا يك دهم از چيزى را بفروشد كه در اين صورت رواست .